رنـــگِ نـــگـــات از اوّلــم خــیلی منو تکون نداد

دستایِ  سردِ تو به من حسِّ خوشِ جنون نداد

به هر کی گفتم که شاید یه روزی مال من بشی

رویِ خوشــی به مـــن و انتــخابِ من نشون نداد

از اوّلـــم دیــده بــودم تـوُ چشمِ تو وفــا نبود

همش با دیگرون بودی حـواسِ تو به ما نبود

بـی هــوا هــر وقــت اومدم از راه دور ببینمت

دیدم که لبخندایِ تو هیچ کدومش به جا نبود

از اوّلـم محبّتـــام تــُو قــلـبِ تــو اثــر نــداشت

نصیحتام هیچ کدومش روی کارات ثمر نداشت

قــولــا و وعـــده هـای تو یه طبلِ پوچ و خالی بود

دوسِت دارم گفتنِ تو هیچی نداشت پوشالی بود

خــدا رو شُــکر که قلــبِ مـن اون دلِ سنگتو شناخت

خـوب شد که قلبِ عاشقم هستیشو پیشِ تو نباخت (شک دارم!)

دُرُست مث تقویمی که عوض می شه سر بهار

میندازمت یه گوشه و دیگه میزارمت کنار