خدایا خسته ام خسته تر از آنچه تو می دانی ...

نالانم نالانتر از آنکه تو دیده ای ...

پریشانم پریشانتر از انکه تو می شناسی ...

 و تشنه ام تشنه تر از هر تشنه که سیراب کردی ...

هرگز فکر نمی کردم چنین شود ...

هرگز فکر نمی کردم که روزی چنین درمانده شوم ...

هرگز فکر نمی کردم که روزی چنین خسته و ناتوان شوم ...

ای دل ویرانه ای دل خسته ای دل سوخته شاهدم

شاهدم که چگونه فنا شدی چه ها که بر سرت نیامد چه دوری ها که نکشیدی چه اشکها که نریختی................